|
لينک مستقيم
| نويسنده :یه دل که می خواد برای خودش بنویسه | {}
نمی دونم از کجا شروع کنم بعضی وقتا آدم یه چیزایی رو می خونه که از خودش شرمنده می شه چند شب پیش اتفاقا دفتر دست نوشته هارو پیدا کردم البته دست نوشته هام یه جورایی آرشیوی از انچه خونده بودم بود خیلی برام جالب بود خیلی از داستانها و مطالبی که نوشته بودم اصلا یادم نبود مطالب قشنگ و جذابی رو جمع آوری کرده بودم از داستانها گرفته تا احادیث و... یکی از دست نوشته هام که برام خیلی جالب بود و نخواستم که شما به فیض این مطلب نرسید،این بود : این داستان در مورد نهایت فضل و بخشش حضرت امیرالمومنین هست یک سالی بود که حضرت علی (ع) میل به جگر پیدا کرده بودند امااین رو بروز نمیدادند زیادبه دنیا و این تمایلات اهمیت نمیدادند تا اینکه یک روز، روزه بودند و به امام حسن بنا بر درخواست ایشان به اما م حسن (ع) فرمودندکه تمایل به جگر دارند . امام حسن (ع) نیز جگر را برای افطار آن حضرت آماده کردند. افطار شد اما همچین که خواستند ان حضرت افطار کنند و جگر تمایل کنند فقیری آمد و درمنزل را زد و تقضای کمک و غذا کرد . امام (ع)به فرزندشان فرمودند که این غذا را به فقیر بده چون نمی خواهم در اخرت جزء کسانی باشم که طیبات خود را در دنیا از بین بردند وقتی این جریان رو مطالعه کردم از خودم شرمنده شدم و به معنای این شعر واقعا پی بردم برو ای گدای مسکین در خانه علی زن که نگین پا دشاهی دهد از گدا کرم را واقعا به غیر از اون حضرت کی می تونه نگین پادشاهی به گدا به غیر از اون حضرت کی می تونه در رکوع نماز بخشش کنه اونم نماز علی ،نمازی آنقدر حواسش به معبود هست که متوجه نمی شه دارندتیر از پا در می یارند تیری که هرچه کردندنتونستن درحالت عادی از پای حضرت در بیارند آیا ما واقعا شیعه و پیرو حضرت علی هستیم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
+ نوشته شده درتاريخ یکشنبه 1385/08/28 |
لينک مستقيم
| نويسنده :یه دل که می خواد برای خودش بنویسه | {}
امام صادق عليه السلام فرمود:اِنَّ الدَّواوينَ يَومَ القيِامَةِ ثَلاثَةٌ: ديوانٌ فيهِ النِّعَمُ وَ ديوانٌ فيهِ الحَسَناتُ وَ ديوانٌ فيهِ السَّيِّئاتٌ ....
هر انسانى روز قيامت سه پرونده دارد .در يكى از پرونده ها نعمات و مواهب الهى كه به انسان در طول زندگى داده شده ،ثبت و ضبط است و در پرونده دوم اعمال نيك وى ،و در پرونده سوم اعمال بدى كه از او صادر شده است . پرونده نعمتها را با پرونده نيكيها مقايسه مى كنند و اعمال نيك انسان در مقابل اينهمه نعمتهاى بى پايان الهى ناچيز است . پس نعمتها همه خوبيهاى انسان را فرا مى گيرد، و پرونده اعمال زشت انسان باقى مى ماند. هنگامى كه او را براى حسابرسى فرا مى خوانند در حالى كه پرونده اى سنگين از گناه و معصيت به دست دارد، قرآن به بهترين صورت پيشاپيش او ظاهر مى شود و مى گويد: پروردگارا من قرآن هستم و اين بنده مؤ من تو است كه خودش را براى تلاوت من به زحمت انداخت و شبش را به خواندن قرآن سپرى كرد، در حالى كه از شدت خستگى و خواب چشمانش بسته مى شد. پس از او راضى باش و او را راضى كن ، چنانكه مرا راضى نمود. آنگاه خداى عزيز جبار او را مورد عنايت قرار مى دهد و رحمت و رضوان خود را شامل حال او مى گرداند. سپس به او گفته مى شود: هذِه الجَنَّةُ مُباحَةٌ لَكَ فَاءقرَاء وَاصعَد فَاءِذا قَرَاءَ آيَةً صَعَدَ دَرَجَةً اين بهشت براى تو مباح شد .پس بخوان و بالا برو. آنگاه عبد عاصى به شفاعت قرآن مورد لطف قرار گيرد و هر آيه اى كه تلاوت مى كند يك درجه بالا مى رود. همچنين روايت شده است : ما مِن شَفيعٍ اَفضَلُ مَنزِلَةً عِندَ اللهِ يَومَ القِيامَةِ مِنَ القُرآنِ هيچ شفاعت كننده اى از حيث قرب و منزلت نزد خدا در روز قيامت از قرآن برتر نيست
+ نوشته شده درتاريخ چهارشنبه 1385/08/24 |
|
|
|
|