تبليغاتX
<-BlogAndPostTitle->
  لينک مستقيم  |  نويسنده  :یه دل که می خواد برای خودش بنویسه |  {}

اگر شهيد نباشد خورشيد طلوع نميكند و زمستان سپري نمي شود

اگر شهيد نباشد چشمه هاي اشك مي خشكد و قلب ها سنگ م يشود و ديگر نمي شكند وسرنوشت انسان به شب تاريك شقاوت و زمستان سرد قساوت انتها مي گردد و اميد صبح و انتظار بهار در سراب ياس گم مي شود

اگر شهيد نباشد ياد خورشيد حق در غروب غرب فراموش مي گرددوشيطان جاودانه زمين را تسخير مي كند

شهيد سيد مرتضي آويني****************************************

اول از همه سلام كه آروزي سلامتي است

سال نو را به همه دوستان خوبم تبريك مي گم و براي همه شما اروزي سالي خوش و خرم همراه با موفقيت دارم

اميدوارم كه همه از گذشته هاپند بگيرند و به اينده اميداور باشند

اخرين روزهاي سال قبل همراه بود با بهترين اتفاق براي من و اون هم اين بودكه به همراه يه عده دوستان وبلاگ نويس كه به همت دفتر توسعه وبلاگ نويسي ديني دور هم جمع شده بودند بريم جنوب كربلاي ايران سرزمين بزرگمردان عاشق كه جان بركف آنچنان كردند كه همگان دروصفشان ناكامند ……

براي من خيلي اموزنده و جالب بود البته من خودم اطلاعات زيادي در مورد شهدا نداشتم و خيلي دنبال اين جور بحث ها نبودم نه اينكه به اونها اهميت نمي دادم  نه براي من خيلي مهم و با ارزش بودند چون من يه ناسيونا ليسم ((وطن پرست ))بودم و به خاطر دلاوري هايي كه درمقابل متجاوزان انجام داده بودند خيلي براشون احترام قائل بودم .

اما با اين سفر و اشنا شدن با اون مناطق و پا گذاشتن به اونجا و ديدن خيلي از مسائل با چشم خودم نگاه من به شهدا خيلي فرق كرد تازه شناختم شهدا رو البته يه مقدار

وقتي راوي از شهدا مي گفت از بزرگمرداني مثل شهيد خرازي ،مهدي باكري ،همت و… وقتي از دلاوري هاشون مي گفت از كارهاشون ناخوداگاه چشمام پر از اشك مي شد و ….

اولين اوردگاه ما دوكوهه بود سرزمين مردان خدا، حسينيه حاج همت

دو كوهه پر از شوروصفا بود پر از مهرو وفا ازجاي جاي اونجا مي شد اين رو حس كرد بوي عطر نماز شب  هاي شهدا هنوز اونجا پيچيده بود .

دو كوهه پر بود از آدماي كه براي پيدا كردن خودشون اومده بودند هر جاكه نگاه ميكردي يه گروه رو ميديدي كه دورهم نشستند ويه راوي داره براشون روايتگري مي كنه

ادامه دارد.................................

+ نوشته شده درتاريخ  یکشنبه 1386/01/05 | {}