|
لينک مستقيم
| نويسنده :یه دل که می خواد برای خودش بنویسه | {}
خیلی وقته که این جا چیزی ننوشتم انگاره کلبه خرابه قدیم رو فراموش کردم و به خونه مجلل جدید زیاد می رسم . اره یه چند وقتی هست که من یه جای جدید می نویسم یعنی همون رند که معروف شده به رند پارسی بلاگ،ازقدیم گفتن نو که اومد به بازار کهنه می شه دل آزار....البته این جا هنوز برای ما دل آزار نشده اینجا خونه پرتاب منه .... بگذریم می خوام از حالا به استقبال ۱۵ شعبان یعنی تولد امام زمان(عج)بریم می خوام مطالب نو ودرجه یک بنویسم ،آخه خیلی سخته آدم سرباز آقا باشه و ...... حتما شنیدید این حدیث مشهور که:((اگه یه لحظه زمین از حضور امام خالی بشه زمین به هم می ریزه یا به عبارت دیگه..لساخت..)) خدا هم چه کاراهای سختی از ما می خواد ،آخه آخدا چرا ما که این همه این امام رو دوست داریم واین همه براش عشق ورزی می کنیم باید از دیدنش محروم باشیم ،آخدا یعنی ما لیاقت اینو نداریم که امامون پیشمون باشه ببینیمش،از وجودش استفاده کنیم و این همه سوال بدون جواب ذهنمون رو با سخنان مبارکش سرکوب کنیم . واقعا خوش به حال اون هایی که از وجود امام زمان وقت خودشون استفاده کردند و خودشون رو به درجات بلند رسوندند. خدا من از حکمتت چیزی سر در نمی یارم اما آخدا آخه چرا نعمت وجود امام را به بعضی ها دادی ،اره همون بعضی هایی که اون طوری با امامان ما بر خورد کردند این همه عذابشون دادن وبه ماندادی. خدا!یعنی اگه همین حالا امام زمان بیاد ما هم مثل اونا برخود میکنیم ؟!یعنی ما هم قدرش رو نمی دونیم ؟!یعنی ماهم به حرفاش گوش نمی دیم؟!یعنی ماهم زجرش میدیم؟!!!!!! اصلا با تو ام اصلا روت می شه این حرفها رو به خدا بزنی تو مگه چقدر حرف خدا رو گوش می کنی که حالا بخوای حرف امام زمانت رو گوش بدی ..... من نمی دونم اقا،اصلا نمی فهمم گو اینکه بد باشم ،یعنی دل ندارم ، فقط اینو بگم که : عزیزا کاسه چشمم سرایت میان هر دو چشمم جای پایت از آن ترسم که غافل پا نهی باز نشیند خار مژگانم به پایت
+ نوشته شده درتاريخ دوشنبه 1386/05/08 |
|
|
|
|