<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>قرآن کتاب زندگی</title>
<link>http://sarirerezvan.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 11 Oct 2007 01:54:22 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>شیرجه آخر</title>
<link>http://sarirerezvan.blogfa.com/post-105.aspx</link>
<description>ودر پستوی خاطراتم گنج آن ویران کده تو رادیدم که دست و پا می زدی خواستم رهایت کنم اما نشد &lt;BR&gt;خواستم دستت را بگیرم اما دیگر دیر شده بود خواستم در اعماق وجودت شیرجه بزنم اما دیگر آبی وجود نداشت ...&lt;BR&gt;و تو ای خدای آن من،بی منی که نیم من هم نمی ارزد،نجات بده &lt;BR&gt;از فرط بی فکری ،از فرط بی عقلی ...&lt;BR&gt;وبا تو بودن رنگی دگر دارد ....  </description>
<pubDate>Thu, 11 Oct 2007 01:54:22 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sarirerezvan&amp;postid=105</comments>
<dc:creator>sarirerezvan</dc:creator>
<guid>http://sarirerezvan.blogfa.com/post-105.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اخر کار...</title>
<link>http://sarirerezvan.blogfa.com/post-104.aspx</link>
<description>و باید از یادت برد ... برد ... برد ...چون چاره نیست &lt;BR&gt;و انگار طوفانی آمد و کلبه چوبی خیالم رو با تمام آمال و آرزو هایم بر سرم ویران کرد ...&lt;BR&gt;و نمی دانم آیا این طوفان تو بود خدای من یا طوفانی بود بر خاسته از اعمال و رفتار من ...&lt;BR&gt;نه اشتباه می کنم تو لطیف تر از آنی و مهربان ترا ازآنی که طوفان خود را برای چون منی ضعیف به خروش بیاندازی&lt;BR&gt;تو کریمی و به کرامتت شکی نیست...پس کرم نما بر این بنده حقیر و ناچیزت و مددی که از فکر غیر تو پاک شوم و در آخرین شب قدر امسال فقط به خاطر عشق و محبت تو به درگاه تو آیم ...ای معبودااااااا
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چه دوست می دارم به درگاه تو آیم در حالی که دو کفشم برگردن وعجز خود را در مقابل تو بنمایانم تو کریمی اما این بنده تو ...هیچ و هیچ و هیچ...&lt;BR&gt;کریما می دانم و و خود می دانم که خیلی بی چشم رو هستم که با این همه نافرمانیت باز هم تو می خوانم با کرامتت ...........و تو عفو فرما این پرده دریم را که تو، تو بزرگ مهربانی...معبودا&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 03 Oct 2007 20:38:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sarirerezvan&amp;postid=104</comments>
<dc:creator>sarirerezvan</dc:creator>
<guid>http://sarirerezvan.blogfa.com/post-104.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شرمسار از شرک حضورت </title>
<link>http://sarirerezvan.blogfa.com/post-102.aspx</link>
<description>و امشب شب قدراست شب تو ای خدای من ، شب مهربانی تو ...&lt;BR&gt;شبی که درآن مهربانیت را با برآروده کردن آروزی دیرنه بهترین بندگانت کامل کردی و انسان ها در غم دیدنش مدفون ساختی&lt;BR&gt;شبی که باید برای تو بود و فقط تو ...&lt;BR&gt;اما شرمسارم ای مهربان مهربانان اگر امشب به تو و بودن تو کفر ورزیدم و اشک هایم و ناله هایم بوی کسی دیگر غیر تو می داد ...&lt;BR&gt;تو خواستی و چنین کردی .اما ای مهربانا از تو عاجزانه طلب می کنم یا مرا با خود کنی یا او را...که اگر او را باخود کنی یعنی مراهم باخود کرده ای...&lt;BR&gt;شرمسارم اگر شبی که باید برای عجز و ناتوانیم باید برای نافرمانیم زار می زدم به پیشگاه تو آمدم با تمنای و خواهشی و حاجتی ، می دانم که تو مهربان مهربانانی و بر من خورده نمی گیری اما ای خدا من خود شرمنده ام که به درگاهت امدم و اشک ریختم نه برای خودم نه برای تو بلکه برای آنکه تو چیزی به من دهی چون می دانم که غیر تو نیست یارای چنین کار...&lt;BR&gt;همیشه برایم سوال بود که چرا انسان ها وقتی به درگاهت تو می آیند با هزارن حاجت و خواسته می آیند ، چه می شود آنها ؟&lt;BR&gt;اما حال که خود حاجتی دارم فراتر از درونم می فهمم و می دانم ...&lt;BR&gt;شرمنده از نگاه تو هستم خدای من تا به حال چنین نکرده بودم تا به حال در پیشگاه تو عاجزانه غیر از تو را طلب نکرده بود و به غیر گناهانم و کوله بار گناهم بر چیز دیگر نگریسته بودم اما حال ...&lt;BR&gt;پس ای مهربان مهربانان بر من ببخشای این عصیانم را که در پیشگاه تو پرده دری کردم و نامی غیر از تو را برزبان داشتم و فکر ی غیر از تو را در ذهن ...چه کنم که خود، در من قرارش دادی اما من ،من بودم که مثل هر زمان عصیان کردم وگرفتار شدم ...&lt;BR&gt;خدای من نمی دانم اگر می دانست که او با تو در اشک هایم شریک بوده و اگر می دانست که درشب تو، آن زمان که باید قرآن به در مقابل چهره می گرفتم  قرآن باز کردم به نیت او ...چنان مشعوف شدم از ایاتی که برایم اوردی که که نگو ...ایات رسیدن پیراهن یوسف به دست پدر و بینا شدن پدر &lt;BR&gt;   مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید      که ز انفاس خوشش بوی کسی می آید&lt;BR&gt;و ای خدای من تو خود دانی چه بهتر است پس من را، نه ما را به آن بهتری که تو می دانی رهنمون فرما&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 03 Oct 2007 02:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sarirerezvan&amp;postid=102</comments>
<dc:creator>sarirerezvan</dc:creator>
<guid>http://sarirerezvan.blogfa.com/post-102.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شبی با معبود</title>
<link>http://sarirerezvan.blogfa.com/post-101.aspx</link>
<description>و دیگر شب هایم را تا به صبح برای تو می گذارم شبی برایم نمانده ...&lt;BR&gt;می روم تا که شاید توهم بروی اما نمی روی...&lt;BR&gt;و چه لذتی دارد خواندن ابوحمزه در جوار حضرت معصومه (س)...&lt;BR&gt;دعایی که وقتی می خوانی عجز و ناتوانیت رو حس میکنی&lt;BR&gt;ـوخدایا کمکم کن تا بر خودم بگریم که عمرم را با ارزوهای باطل از دست دادم ...&lt;BR&gt;ـوخدایا به عزتت اگر مرا برانی از درت نمی روم ...نمی روم ...ازدرت خانه ات به جای دیگر نمی روم...ودست از التماس از تو بر نمی دارم چراکه هر آن چه از تو شنیدم فقط لطف و رافت و معرفت تو بوده است و تنهای تنهای تو هستی که هر چه بخواهی انجام می دهی...&lt;BR&gt;ـخدایا ببخش بر من ...بر منی که اگر بر گناهم ناظری غیر از تو یابم انجامش ندهم و اگر تو رامی دیدم و عذابت رو حس می کردم انجام نمی دادم ...خدایا این جسارت و خودخواهی از این نیست که تو را بی اهمیت ترین و پایین ترین بیننده می دانم ...نه...نه ...همانا که تو را بهترین پوشاننده بهترین بخشنده و بهترین محرم اسرار خود می دانم ...&lt;BR&gt;ـوای کسی که دوست داری آن را که به دوستت دارد وای کسی که شادی قلب آن که از هم جدا شده و به به تو پناه می آورد همانا که تو نیکو کاری و ما بدکار...پس ببخش کارهای بد مان با آن چه زیبایی و خوبی از آن توست ...&lt;BR&gt;....&lt;BR&gt;....&lt;BR&gt;....&lt;BR&gt;....&lt;BR&gt;وحال سحر شده و به سوی خانه رهسپارم اما نمی دانم اشک هایم برای تو بود یا خدا ...
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 28 Sep 2007 01:25:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sarirerezvan&amp;postid=101</comments>
<dc:creator>sarirerezvan</dc:creator>
<guid>http://sarirerezvan.blogfa.com/post-101.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ریسمان رهایی</title>
<link>http://sarirerezvan.blogfa.com/post-100.aspx</link>
<description>&lt;P style=&quot;MARGIN-TOP: 0px; MARGIN-BOTTOM: 0px; LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#008000 size=2&gt;الذين آمنوا وتطمئن قلوبهم بذکر الله الا بذکر الله تطمئن القلوب &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-TOP: 0px; MARGIN-BOTTOM: 0px; LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;آنان که ايمان آورده اند و دلهايشان به ياد خدا آرامش می&amp;nbsp;يابد آگاه &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;باشيد که دلها به ياد خدا آرامش می&amp;nbsp; يابد&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;خیلی سخته که بفهمیم ودرک کنیم این مطلب رو می دونید کی باید این مطلب رو درک کنیم ...&lt;BR&gt;خیلی حالم بد بود خیلی«حال روحیم البته »،تشویش روحی داشتم کلا&amp;nbsp; خیلی به هم ریخته بودم &lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-TOP: 0px; MARGIN-BOTTOM: 0px; LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=right&gt;،ذهن و عقل و هوش همه و همه رفته بودند تعطیلات،کلا قاطی کرده بودم.&lt;BR&gt;صدای اذان شد«ای بابا ولمون کن کی حال نماز داره، نماز چیه ،خدا چیه ،می گم قاطی کردم نگو نه »آخه عادت که نه ولی سعی می کنم موقع اذان علی الخصوص تواین ماه رمضون خودم رو برسونم نماز اول وقت جماعت...اما امروز حالم خوب نبود خیلی شاکی از دست خدا، آخه خدا من که می رم نماز من که ... من که فلان...چرا تو جواب رد دادی چرا تو...آخه همه اتفاقات رو از خدا می دونستم...&lt;BR&gt;-مثل این ادمایی که از خدا طلبکارند &lt;BR&gt;-مثل همون هایی که خیلی ادعاشون می شه&lt;BR&gt;ـمثل اونهاییکه فکرمی کنند چون یه مقدار و شاید یه مقدرا رعایت می کنند خدا باید همه چی بهشون بده &lt;BR&gt;ـمثل اونهایی که همیشه اشتباهاتشون رو به خدا نسبت می دهند&lt;BR&gt;ـمثل اون مسلمان هایی که کافر می شن...&lt;BR&gt;اما یه دفعه حس کردم یه چیزی داره هلم می ده یه کسی داره منو می خونه ...&lt;BR&gt;پا شدم وضو گرفتم روانه مسجد شدم.با اینکه چیزی از نماز حالیم نشد اما وقتی به خودم اومدم دیدم تو راه برگشتم و دارم یه چیزی زیر لب زمزمه می کنم ...اللهم صل علی محمد وآل محمد ...&lt;BR&gt;چه جالب دیگه تشویش قبلی رو نداشتم دردم التیام گرفته ...اصلانمی دونم چی شد چه جوری شد که من داشتم این ذکر رو میگفتم اصلا باورم نمی شد قصد این کار رو نداشتم به ذهنم نیومده بود که الا بذکر الله تطمئن القلوب ...اره خیلی بهتر شدم ...فهمیدم که خدا هم هنوز هوای منو داره ...&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-TOP: 0px; MARGIN-BOTTOM: 0px; LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=right&gt;الان هم دارم می رم حرم یه دلی از مناجات در بیارم اونم ابو حمزه ...خیلی دوستش درام خیلی...&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-TOP: 0px; MARGIN-BOTTOM: 0px; LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=right&gt;خدا نمی دونم چرا ...برای چی؟ولی ازت می خوام خالصانه می خوام که حرف منو بشنوی و اون طوری که صلاح می دونی البته بگم انطوری که من می خوام کار مار ودرست کنی...؟؟؟؟&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 26 Sep 2007 19:42:50 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sarirerezvan&amp;postid=100</comments>
<dc:creator>sarirerezvan</dc:creator>
<guid>http://sarirerezvan.blogfa.com/post-100.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یعنی خدا نمی تونه منم منم کنه </title>
<link>http://sarirerezvan.blogfa.com/post-99.aspx</link>
<description>&lt;P align=right&gt;خیلی زیباست اونجایی که خداوند قدرت خودش رو به رخ بنده هاش می کشه &lt;FONT face=Arial&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;یعنی با صلابت می گه منم که همه کاره هستم ...&lt;FONT face=Arial&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;چرا ؟چرا؟ چرا؟ چرا؟ و خیلی از این چرا ها هست که ما آدم ها همیشه تو ذهن مون میاد خوب البته خیلی خوبه باید فکر کرد و دنبال جواب گشت و به جواب رسید .و خدا هم تواین زمینه خیلی دست آدم ها رو باز گذاشته تا فکر کنند و به نتیجه برسن و برای فکر آدم ها احترام خاصی قائل شده &lt;FONT face=Arial&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;اما بعضی از این چرا ها هست که دیگه از حیطه عقل انسان خارج هست ،چون عقل انسان نمی تونه اون رو درک کنه چون عقل ما انسان ها در سطح پایین تری وجود داره...&lt;BR&gt;از این قبیل چیز ها تو زندگی ما ها خیلی زیاده ولی ما بهش توجه نداریم مثلا هیچ وقت یه بنا نمی تونه بفهمه وقتی سینوس یه چیز و به اضافه کوسینوس چیز دیگه می کنیم یعنی چی؟ &lt;FONT face=Arial&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;چرا ؟ چون نبوده نمی دونه، تا حالا دنبالش نرفته موقعیتش نبوده ...یا هیچ وقت نمی تونه بفهمه مثلا مرضش چیه ؟ چه دارویی دراه و....مگر اینکه از دکتر واون کسی که این کاره است سوال کنه و کمک بخواد خوب،یعنی وقتی بین ما انسان ها عدم فهم بعضی مطالب وجود داره ، نباید یه چیزهایی وجود داشته باشه که ما بشرها از اون چیزی نفهمیم ولی خدا اون رو بدونه ...&lt;FONT face=Arial&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;ما که بنده ایم و آفریده خداوند باید همه اون چیز هاییکه خدا گفته بفهمیم ؟&lt;FONT face=Arial&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;یعنی همه قوانینش رو باید در ک کینم و با عقل خودمون بسنجیم ؟؟؟؟؟&lt;BR&gt;خیلی سوال مهمه باید روش فکر کرد....&lt;BR&gt;اره خداوند بعد از اینکه یه سری از قوانین رو بیان می کنه، برای رفع خیلی از چرا ها یه جواب کلی می ده که ...بابا، منم که شما رو آفریدم . منم که زمین و آسمون رو آفریدم ومنم که می دونم چه خبره ، 
&lt;HR&gt;
&amp;nbsp;وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُواْ أَيْدِيَهُمَا جَزَاء بِمَا كَسَبَا نَكَالاً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ &lt;FONT class=d&gt;(38)...39) أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ يُعَذِّبُ مَن يَشَاء وَيَغْفِرُ لِمَن يَشَاء وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ &lt;FONT class=d&gt;(40)..............سوره مائده&lt;BR&gt;امّا مرد و زن دزد را بايد دستشان را ببريد كه اين سزايى است در برابر كارى كه كرده اند و كيفرى بازدارنده از جانب خداست ، و خداوند شكست ناپذير و حكيم است .&lt;FONT class=number&gt;«38»&lt;/FONT&gt;پس هر كه بعد از ستم خود توبه كند و شايسته شود ، خداوند با رحمت خود به او باز مى گردد و توبه اش را مى پذيرد ، چرا كه خداوند آمرزنده و مهربان است .&lt;FONT class=number&gt;«39»&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;آيا ندانسته اى كه پادشاهى آسمان ها و زمين از آن خداست ، هر كه را بخواهد كيفر مى دهد و هر كه را بخواهد مى آمرزد ؟ پس حق اوست كه ستمگران را عذاب كند و از توبه كنندگان درگذرد ، و خدا بر هر كارى تواناست ،&lt;FONT class=number&gt;«40»&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT face=Arial&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Wed, 19 Sep 2007 02:31:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sarirerezvan&amp;postid=99</comments>
<dc:creator>sarirerezvan</dc:creator>
<guid>http://sarirerezvan.blogfa.com/post-99.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آیا واقعا جبری در انتخاب دین نیست ؟</title>
<link>http://sarirerezvan.blogfa.com/post-98.aspx</link>
<description>قانون یه چیزیه که به زندگی آدم ها معنا می بخشه،به عبارت دیگه زندگیمون رو منظم می کنه ...&lt;BR&gt;هر جایی یه قانونی داره که اگه بخوای اونجا باشی و با او طیف آدم ها باشی. خوب، مجبوری به قانوشون عمل کنی البته بگم ها، بی قانونی هم واقعا واسه خودش یه قانونه ...البته کشور ما یه استثنا هست..&lt;BR&gt;ما به طور کلی گروه ها، فرقه ها و کشور های زیادی داریم که هر کدوم برای خودش یه قانون و اساس نامه داره&amp;nbsp;که اگه بخوای عضو اونها بشی یا از در اون کشور باشی باید به این قانون یا اساس نامه عمل کنی...وگرنه عواقب این بی قانونی رو می بینی&lt;BR&gt;حالا یه سوال مطرحه واقعا لا اکراه فی الدین...((هیچ اجباری در دین نیست یا هیچ اجباری در دین آوردن نیست)) کدوم یک از این دومعنا درست تره &lt;BR&gt;اولی یعنی اینکه در دین هیچ اجباری نیست خیلی واضحه معناش یعنی هر کاری می خوای بکن ...اما آیا این درسته ؟&lt;BR&gt;مسلمه که درست نیست چون این یعنی&amp;nbsp;بی قانونی،&amp;nbsp;مگه می شه یه فرقه ای، دینی باشه و بدون قانون باشه اگه این طور باشه که اصلا دیگه نمی شه گفت فرقه یا گروه یادین و...&lt;BR&gt;و اما معنای دوم یعنی اینکه شما مجبور نیستید ایمان بیارید یا به عبارت دیگه دیندار بشید.&lt;BR&gt;حالا این جا یه مشکلی هست و اونم اینکه اگه مجبور نیستیم پس چرا اگه مومن نشیم باید&amp;nbsp;بریم&amp;nbsp;جهنم ...؟&lt;BR&gt;خوب واضحه هر عملی و انتخابی یه نتیجه داره شما تو دنیا به هرچی نگاه کنی ودقت کنی می بینی هر عملی وکاری یه نتسجه ای می ده حالا چه خوب چه بد و این انتخاب هم باید یه نتیجه ای داشته باشه&amp;nbsp;که اگه خوب انتخاب کنی نتیجه خوب داره واگه بد انتخاب کنی نتیجه بد ...&lt;BR&gt;پس وقتی خدا تو ایه ۲۵۶&amp;nbsp;سوره بقره می فرماید لا اکراه فی الدین&amp;nbsp; این یعنی اینکه کسی تو رو مجبور نکرده دیندابشی و دین رو قبول کنی اما اگه قبول کنی نتیجه خوبی داره اما اگه قبول نکنی دیگه با خودته ... 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 15 Sep 2007 21:57:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sarirerezvan&amp;postid=98</comments>
<dc:creator>sarirerezvan</dc:creator>
<guid>http://sarirerezvan.blogfa.com/post-98.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>از مسند قدرت اما با لطافت </title>
<link>http://sarirerezvan.blogfa.com/post-97.aspx</link>
<description>وقتی یه آدم حس برتری داره و می بینه که برتره از دیگران و بر مسند ریاست نشته هر جور که بخواد بازیر دستی هاش&amp;nbsp;صحبت می کنه&lt;BR&gt;می دونید خدا خیلی مهربونه که حتی با اون همه دب دبه و کب کبه و عظمت و بزرگی وقتی می خواد با بندش صحبت کنه و یه چیزی بهش بگه بامحبت تمام می گه ....&lt;BR&gt;اره داشتم جزء دوم&amp;nbsp;قرآن رو می خوندم که به آیات روزه&amp;nbsp; رسیدم خیلی خوشم اومد از طرص بیان این ایات واقعا ماهرانه کارکرده خدا...&lt;BR&gt;خدا وقتی می خواد به بنده هاش بگه روزه بگیرید با اینکه می تونه وقدرتشم داره و عقل هم هیچ مانعی بر تحکمش نداره اما خیلی زیبا و قشنگ اینو رو بیان می کنه&lt;BR&gt;می فرماید:ای کسایی که ایمان&amp;nbsp;آوردید((پسرم، پسرکم، دخترم، دخترکم))&amp;nbsp;اگه منودوست دارید روز بگیرید وچون می دونم دوستم دارید&amp;nbsp;و می خواهید&amp;nbsp;با تقوا باشید&amp;nbsp;براتون این رو واجب کردم همان طور که برای گذشته ها هم واجب کردم ...البته بدونید ها خیلی کمه ها، زیاد هم نیست که بخواهید اذیت بشید چون میدونم اگه مریض باشید اذیت می شید یا اگه مسافرت باشید سختتون هست پس تو مسافرت و مریض نگیرید. هر وقت خوب شدید&amp;nbsp;یا از مسافرت برگشتید روزه بگیرید&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;واقعا&amp;nbsp;لذت می بره ادم از&amp;nbsp;این لهن محبت امیز خداوند&lt;BR&gt;چرا ما نباید تو صحبت های خدا خورد بشیم و ببینیم چطوری و با چه لحنی با&amp;nbsp;ماها صحبت کرده... 
&lt;HR&gt;
&amp;nbsp;يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ &lt;FONT class=d&gt;(183)&lt;/FONT&gt; أَيَّامًا مَّعْدُودَاتٍ فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp; سوره بقره&lt;BR&gt;اى كسانى كه ايمان آورده ايد ، روزه بر شما مقرّر شده است ، همان گونه كه بر امّت هايى كه پيش از شما بودند مقرّر شده بود ، باشد كه بر تمايلات خويش فايق آييد و تقوا پيشه كنيد .&lt;FONT class=number&gt;«183»&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;روزهايى معدود بايد روزه بداريد . پس اگر كسى از شما در آن روزها بيمار يا در سفر بود ، روزه شمارى از روزهاى ديگر برعهده اوست </description>
<pubDate>Fri, 14 Sep 2007 21:42:58 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sarirerezvan&amp;postid=97</comments>
<dc:creator>sarirerezvan</dc:creator>
<guid>http://sarirerezvan.blogfa.com/post-97.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مگه نمی دونی آقا، خدا قدرتمنده!!</title>
<link>http://sarirerezvan.blogfa.com/post-96.aspx</link>
<description>ماه رمضان شد و ماه عبادت و بندگی ماهی که دیگه اگه بیرون بری و پاک نباشی، بازم روز عرفه&amp;nbsp;هست«البته اگه به خدا باشه که همیشه برای ما راهی برای برگشت گذاشته حتی&amp;nbsp; فوق العاد وسریع السیر»&lt;BR&gt;منم تصمیم گرفتم همین طور که قرآن رو می خونم و مطالعه می کنم هر روز یک آیه که خیلی به دلم چسپید رو بیارم و بذارم تو وبلاگ تا دیگر دوستان هم استفاده کنند&lt;BR&gt;واقعا خیلی سخته که بفهمیم خدا بیشتر و بهتر از ما میدونه و بر انجام هر کاری قدرت داره ...؟!&amp;nbsp;&lt;BR&gt;داشتم سوره بقره رو می خوندم که به ایه ۱۰۶ سوره بقره رسیدم &lt;BR&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;الم تعلم ان الله علی کل شی قدیر...&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;واقعا نمی دونیدکه خدا بر انجام هر کاری&amp;nbsp; قدرت دارد&lt;BR&gt;بابا به خدا از التماس کردن به این و اون به جایی نمی رسی برو پیش خدا چرا نمی فهمی که اونه که فقط کارت رو راه می اندازه اونه که فقط می تونه خواسته تو رو اجابت کنه البته بدون هیچ منتی.&lt;BR&gt; تو زندگی نگاه کن ببین چند بار کارت رو راه اندخته&amp;nbsp; و تو بازم .....!&lt;BR&gt;اگه فقط به همین نکته می رسیدیم که خدا قدرت داره و می تونه،&amp;nbsp;خیلی از مشکلات ماحل می&amp;nbsp;شد&amp;nbsp;&lt;BR&gt;بشینید یه&amp;nbsp;بار دیگه این ایه رو بخونید و روش فکرکنید علی الخصوص قبل و بعدش رو.. 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آخرشم ما رواز دعای خودتون بی نصیب نذارید التماس دعا!&lt;BR&gt;البته&amp;nbsp;بگم ها&amp;nbsp;حدیثی داریم که می فرماید اگه میخواید&amp;nbsp;خواسته تون رو از خدا بگیرید&amp;nbsp;همون خواسته&amp;nbsp;برای یکی از مومنین بخواهید ....حالااگه برای همه مومنان بخواهید چطور میشه ؟!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 13 Sep 2007 21:52:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sarirerezvan&amp;postid=96</comments>
<dc:creator>sarirerezvan</dc:creator>
<guid>http://sarirerezvan.blogfa.com/post-96.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دلگریه ها یک ....</title>
<link>http://sarirerezvan.blogfa.com/post-95.aspx</link>
<description>نمی دانم این دل غمین خود را به که بسپارم دلی که غمگین است اما..&lt;BR&gt;نمی دانم چگونه بگویم دوستت دارم چگونه ...
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حرف های نهانم را باتو می گویم ای نت چون کسی نیست که بتوانم دراین باره با او سخن گویم ومی گویم که عاشقی و محبت کشکی است برآستانه گندیده شدن &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چرا باید کسی را دوست داشت ،چرا باید دل وجود داشته باشد که با آن کسی رو دوست داشت&amp;nbsp; چرا،&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ای خدای من چرا باید تو احساس را بیافرینی چرا؟...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چی می گویی این خدا نیست که اشتباه کرده این&amp;nbsp;تو هستی تو بودی که راه را اشتباه رفتی و حال در باتلاق محبت ،محبتی که می گویندعاقلانه نیست گرفتار شدی...اگر آدم بودی از راهش می رفتی که چنین نمی شد ...&lt;BR&gt;بار خدایا مرا ببخش وکمک کن که همچنان نافرمانیت را کردم وباز هم پشیمان با کوله باری از مشقت به درگاهت آمده ام می خواهم ،باور کن می خواهم خوب باشم پس مرا یاری کن که تو بهترین یاری کننده هایی................................................وکاش صدایی برای آمین گفتن مانده بود&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 10 Sep 2007 04:47:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sarirerezvan&amp;postid=95</comments>
<dc:creator>sarirerezvan</dc:creator>
<guid>http://sarirerezvan.blogfa.com/post-95.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
